نیمتاج

انجمن ادبی ادارۀ ارشاد شهرستان سلماس

نیمتاج

انجمن ادبی ادارۀ ارشاد شهرستان سلماس

معرفی اعضاء (12)

جمعه, ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۱۷ ب.ظ

سولماز کبوتری فرزند محسن در 23 فروردین ماه 1381 در سلماس به دنیا آمد. پدرش از خطّاطان بنام شهر است. او نیز در رشته های مختلف هنری سررشته دارد و دارای مدرک هنری نقّاشی روی بوم می باشد. تاکنون عناوینی چون: رتبۀ اوّل شهرستانی نقّاشی با رنگ و روغن، رتبۀ سوّم خوشنویسی و رتبۀ دوّم طراحی کسب کرده است. از سال 1395 نیز با شرکت در انجمن شعر نیمتاج سلماس و مدنیّت ائوی (خانۀ فرهنگ)، فعالیت خود را در زمینۀ شعر شروع کرده و در مدّتی کوتاه در این رشته نیز خوش درخشیده است.


نمونۀ اشعار:


عاشق لارین شرفینه


دونیادان دویموشام، خسته یم داها

بیر منم، بیر ایچگی، قارانلیق اوتاق

ایستیرم مست اوئلام یئنه بو گئجه

خیالیمدا گئجه سن ایله یاتاق


سئویشدین او گئجه قوجاق_قوجاقا

او گئجه کی سؤزلرینه ایچیرم

بیر باخیشین دونیانی افسون ائدر

او افسونگر گؤزلرینه لیچیرم


خایالین باشیمدا هاوالانیب دیر

شکیل لر اود توتوب، یانیر سئوگیلیم!

نفسیندن یئنی حایات الیرام

شکیل لرین آه دانیشیر سئوگیلیم!


ایچگی قوتولوب، اودا بیتدی، من ده

منی اونوت، گئت یادین طرفینه

اونلا سئویش، من ده سونونجو پیگی

ایچدیم توم عاشق لارین شرفینه.


  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (11)

چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۱۱ ق.ظ

معصومه رضوانی سلماسی معروف به رضوان.


نمونۀ اشعار:


مردان تک سواران، جمعی ز جمع یاران

بر خاک و خون کشیدند، آن تاج پادشاهی

یا رب تو راه بگشا، تا ظلم ظالمان را

با دست و پا شکسته، پنهان کنی به چاهی!

***

خاکستر دلت را بردار و رو به او کن!

شاید که اتشی گرم، زیرش نهفته باشد

یک طرح مبهم از عشق، در خواب دیده بودی

بیدار شو، عشق است، برخیز و رو به او کن.

  • امید شمس آذر

شهادت حضرت امام علیّ بن موسی الرّضا (ع) تسلیت باد

چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۳۸ ق.ظ

Image result for ‫شهادت امام رضا‬‎

  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (10)

سه شنبه, ۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۱۳ ق.ظ

توران حاتمی قره قشلاقی (گلعذار) فرزند مختار در سال 1332 به دنیا آمد. دیپلم تجربی دارد و در حال حاضر خانه دار است. ضمناً در سال 59- 58 معلّم پیمانی بوده است.


نمونۀ اشعار:


تصویر لکستان در زمان های فراوانی آب و بعد از آن در زمان خشکسالی

غنوده بود در آغوش چمن های غمناک، لب دریاییش بود

می سرودند ترانه پرندگانش طربناک، شادمان دهقانش بود

رمه در راغ، اردک در مرداب، و افقش تابناک، از گرگ چوپانش هرگز نهراسیده بود

بنفشه سربزیر شرمسار از لطف خدای تبارک، کسی چون این در دیارش ندیده بود

آسمان نبارید، زمین خشکید وحشتناک، لب دریایش ترکید

دهقان بغض کرد، آستین بالا زد بی حساب و کتاب، سخت بر کارش لرزید

تیشه بر سر زمین کوبید، کند تا آب، آب از چاهش جوشید

دهقان بغضش از شادی ترکید، گفت: وه! چه نیک!، چمن دوباره شکفت، خندید.

  • امید شمس آذر

Image result for ‫رحلت پیامبر اعظم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) تسلیت باد‬‎

  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (9)

يكشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۲ ب.ظ

سمیرا ساعدی فرزند رحیم در 22 فروردین ماه 1367 به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی  و متوسّطۀ خود را در تازه شهر سلماس به پایان رساند مدرک کارشناسی خود را در رشتۀ مدیریت بازرگانی از دانشگاه پیام نور ارومیه دریافت نمود. وی از سنین نوجوانی به سرون و خواندن شعر و داستان کوتاه علاقۀ بسیاری داشته و مدبت چهار سال است که در انجمن شعر و ادب سلماس فعالیت دارد.


نمونۀ اشعار:


نماز

قارانلیق دا بیر ایشیق

ایشیق دان بیر سس

حیّ علی خیر العمل

هارای لانیر کوچه لرده

شهرلرده

بوتون عالم ده

سو ایچیم لذّتی جه

اوزورم سنین ایچینده

سن باهار

من چیچک

سن یاغیش

من دملنمیش توپراق

سن گؤزل، بؤیوک، وقارلی

من دونیا_دونیا باخیش

سجده لریمده ایتیریرم اؤزومو

آنلییرام گؤی ده گؤیوف یئرده یاشیلی

هر قنوت اللریم قاناد اولوب، اوچورام

دوداقلاریم عطیرلنیر

«ربّنا آتنا...

آنامین ایاقلارینین آلتیندا

جنبت باغینا آیاق قویورام

  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (8)

چهارشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۱۸ ب.ظ

سارا عزیززاده فرزند حسین در 26 فروردین ماه 1376 در سلماس به دنیا آمد. از سال 89 و با شرکت در مسابقات شعرنویسی ادارۀ آموزش و پرورش، فعالیت هنری خود را در زمینۀ شعرنویسی آغاز کرد. از جمله رتبه های وی کسب مقام اوّل شهرستانی و اوّل استانی در مسابقات فرهنگی_هنری پرسش مهر در سال 89، مقام اوّل شهرستانی و سوّم استانی این مسابقات در سال 90، مقام دوّم شهرستانی و سوّم استانی در سال 91، مقام اوّل شهرستانی و سوّم استانی در سال 92 و مقام اوّل شهرستانی و سوّم استانی در سال 93 می باشد که لوح سپاس این دو رتبۀ اخیر هنوز از ادارۀ آموزش و پرورش دریافت نشده است.

عزیززاده دارای دیپلم علوم تجربی و در حال حاضر دانشجوی رشتۀ آموزش زبان انگلیسی می باشد. در اشعارش «نازنین» تخلّص می کند و به گفتۀ خودش تا زمانی که عمر باقی باشد و دستانش یارای قلم گرفتن داشته باشد، در این عرصه فعالیت خواهد نمود.


نمونۀ اشعار:


کویر

سخت است گر بگویم من ز باران

در کویری که به خود ندیده ست رنگ باران

شاید آید گر بگریم همچو ابر، همچو ابری در بهار

امّا کویر مگر دیده ست به خود رنگ بهار؟!

هم قطار! گر نیاید، پس بگرییم باهم

تا تراود اشکهامان بر کویر

تا بروید غنچه ای، تا بهار آید دوباره

تا شود آباد شاید این کویر

هم قطار! شور باران مرده دیگر در کویر

دستهایم را بگیر، تا به آن جانی دهیم

دیده ها سوی خدا، چشم ها مملو ز اشک

از خدا باران طلب، تا ببارد بر کویر

این کویر ایران ماست، آبادش کنیم

دستهایم را بگیر، لب او خشک از عطش؛

باران طلب، تا که سیرابش کنیم

چشم هایش بی فروغ ای نازنین!

کاش فریادی دهی، گامی نهی، تا که بیدارش کنیم

هم قطار! ای هم وطن... !

روز بارانی کجاست... ؟

  • امید شمس آذر

Image result for ‫اربعین حسینی‬‎

  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (7)

شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۳۴ ب.ظ

مجید افشاری فرزند حیدر می باشد که در شهریور ماه سال 1372 در منطقۀ اهروان سلماس چشم به جهان گشود. وی بعد از گذراندن تحصیلات پایه، در رشتۀ برق صنعتی تحصیل نمود و در سال های گذشته با مطالعۀ کتب تاریخی، فرهنگی و ادبی آذربایجان، دانسته های خود را در مورد تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان افزایش داد.

او از همان کودکی به اشعار مکتب آشّقی آذربایجان علاقۀ خاصّی داشت و اشعاری را که از مرحوم پدربزرگ خود به یاد داشت، گهگاهی زمزمه می کرد. او اوّلین کتاب شعر خود را از دایی خویش که هم اکنون در کشور نروژ زندگی می کند، هدیه گرفت و با تشویق های وی به خواندن شعر ادامه داد تا اینکه به گفتۀ خود ایشان در هنگام گوش دادن به کاست شعر یکی از شعرای اهل جمهموری آذربایجان (آلقاییت خلیل اوو)، ناخودآگاه حسّ علاقه مندی به شاعری و مکتب شعر آذربایجان در وی چند برابر شد و از همان لحظه تصمیم خود برای یادگیری هرچه بیشتر اشعار آشّقی آذربایجان را محکم تر کرد. افشاری هم اکنون در قالب صنعت شعر آشّقی آذربایجان شعر می سراید و به نواختن ساز آشّقی که از دایی خود هدیه گرفته است نیز مشغول است.


نمونۀ اشعار:

او قابلیّت امروز خود در صنعت موسیقی و شعر آذربایجان را مدیون تشویق های مکرّر دایی خود می داند و شعر زیر را برای وی سروده است:


هر سنه باخاندا ای تئللی سازیم         قوربتده کی داییم یادیما دوشور

هر سنسن له گوللنده آوازیم              قوربتده کی داییم یادیما دوشور

هاچان سنی سینم اوسته آلاندا         یا ساری تئل یا هجرانی چالاندا

پرده لرین خوش سسینه دالاندا          قوربتده کی داییم یادیما دوشور

اول منیم همدمیم، سازیم بو غمده       یانار پروانه یم سانکی بو شمده

آی "افشاری" زیله دوشسن ده بمده    قوربتده کی داییم یادیما دوشور

  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (6)

سه شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۵۸ ب.ظ

زهرا باقری شورگلی فارغ التّحصیل کارشناسی مهندسی نرم افزار از دانشگاه ارومیه، از سال 90 شروع به نوشتن شعر به زبان ترکی به سبک کلاسیک و سپید نموده است و اخیراً شروع به نوشتن شعر به زبان فارسی نیز نموده است.

فعالیتهای فرهنگی ایشان شعرنویسی، بازیگری، دستیار کارگردان تئاتر و نمایشنامه نویسی می باشد که یکی از نمایشنامه هایش را در سال 88 برای اجرا روی سن برد.

افتخارات: کسب مقام دوّم در مسابقات شعرنویسی در سطح شهرستان که برگزار کنندۀ آن، واحد فرهنگی سپاه پاسداران بود؛ و همچنین نفر برتر جشنوارۀ تئاتر سیمرغ شدند.


نمونۀ اشعار:


خط دچین اوینوردوق

مرمر داش اوسته ساواشدیق

داشی آتیب یئره

گؤز یاشی سوزدوروب

"قهر قهر تا قیامت" دئییب، گئتدیم...

او گئجه یاتمادیم

نه اولایدی سحر آچیلایدی؟

بو قیامته سون وئریدیم

شافاق آچمامیش

خط دچینین باشینا قاچدیم

نه سن واریدین، نه معرکه لی مرمر

گون باتاناجا

پنجره دن ائشیه بویلاندیم

سونرا آتام گلدی

آنام لا بیر آز پیرچیلدادیلار

او گئجه

باشیما گله جک لردن خبرسیز یاتدیم

سحر، ائو بوم بوش

آنام ساچلاریمی اوخشاییردی

آیریلیق ماهنی سی اوخوردی

چوخ آغلادیم

یالواردیم بیر ایکی گون گئج گئدک

سونرا مرمر داشی ماهانا ائدیب

"او اولمادان گئتمرم" دئدیم

اوشاغلیق آغلی دئییب، گولدولر منه

هاردان بیلسینلر آخی؟؟

مرمر داشی دییل

من داش اورک لی اوغلانی ایستیردیم!

زورلا گؤتوردولر منی

خط دچینه باخا_باخا اوزاغلاشیردیق

آغ خط لری اورگیمه جیزیق چکیردی

او گوندن سونرا

سنی بیلمیرم، آما من

داها خط دچین اوینامادیم

سنی بیلمیرم، آما من

گؤی قورشاغی گؤزلمه دیم

سنی بیلمیرم، آما من

بو گونومون یالان گولوش لرینی وئریب،

اوشاغلیغیمین گؤز یاشلارینی ایستیرم!

  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (5)

يكشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۰۶ ب.ظ

نسرین دانش مهر فرزند عبّاس در تاریخ 10 تیرماه 1343 در شهرستان سلماس دیده به جهان گشود. او دورۀ ابتدایی و راهنمایی را در مدارس پروین اعتصامی و ایراندخت و تحصیلات متوسّطۀ خود را تا سطح دیپلم در دبیرستان سعید سلماس به اتمام رسانیده است.

ایشان از همان زمان نوجوانی به فعالیت های ورزشی و هنری علاقه مند بوده و در زمینۀ نقّاشی رنگ و روغن و طرّاحی کار می کرد. در سال 1364 ازدواج نموده و صاحب دو فرزند پسر می شود. بعد از مدّتی به ورزش بانوان روی آورده، در زمینۀ تنیس روی میز فعالیت می کند و در این زمینه مقامهای برتر کسب کرده و به مسابقات کشوری راه می یابد. سپس چند سالی مسئولیت کوهنوردی بانوان را بر عهده می گیرد و به خاطر همکاری با هیئت های ورزشی و خدمت صادقانه، بارها مورد تقدیر و تشکّر قرار می گیرد. هم اکنون نیز در زمینۀ شعر و ادب فعالیت می کند و عضو هیئت مدیرۀ انجمن ادبی نیمتاج سلماس می باشد.


نمونۀ اشعار:


یاغمور اوزلمینده

اوره گیم بولوت کیمی توتولوپ

تا کی او بوش قارینلارین

بو گؤزل گونشلی هوادا

بیر آزدا اوموش اولسا هئچ اولماسین

ائله بیل کؤنلوم ایستیر کی یاغسین

سویونان دویورسونلار

قوروموش یئرلره، چوللره

چوخ اوزاقلاردا

او یئرلره کی اورالاردا

چیرل_چیپلاق آغاجلار وقاریله دیم_دیک ایاقدا

قاب_قارا جوجوغلاریکه آجلاریندان قارینلاری شیشیب

گولدانداکی سولموش چیچکلر

و کاسا اللرینده یاغمور اوزلمینده دیلر

صبیر واچیدنیسین یانا_یانا.

  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (4)

شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۳۱ ب.ظ

صدّیقه نیک زبان در سال 1327 در سلماس به دنیا آمد. کودکی اش در کوچه باغهای سلماس گذشت. دوران ابتدایی را در دبستان پروین اعتصامی سلماس و دوران دبیرستان را در دبیرستان سعدی سپری کرد. بعد از اخذ دیپلم طبیعی، به سپاهی دانش رفت و در روستای برگشاد خدمت کرد. او از کودکی به ادبیبات علاقه داشت و از همین تدریس به بچّه های روستایی به عنوان دوران شیرین زندگی خود یاد می کند.


نمونۀ اشعار:

بیر قرانلیق گئجه ده یم

پنجره مدن باخیرام

بیرالیمده بئشیگی ییرقالییرام

بیر الیمنن حسرت ایله آخان گؤز یاشیمی سیلیرم

یاغیش یاغیر

بئشیک جیریلداییر

هئچ اؤز سسیمی ائشیتمه میشم

کیپریکلریمین آلتیندا، ناکام قالان آرزولاریمی تصویره چکیرم

ایاقلارین یئره گوپسورلر

اللرین بیر_بیرینه چالیرلار

سسی گؤیه قالخیب

منی گلین آپاریرلار

بئلیمی برینن باغلیرلار

آیدینلیغا... باریشا

سس گلدی یئدی اوغلان، بیر قیزا

دواغیمی چؤپلرینن بوکدولر

سعادته... شادلیغا... اومودلارا

گونشه، آیا، اولدوزلارا

مبهوت بیری کیمی تانیمامیش

بیراورتاما قدم قویدوم

هئچ بیلمدیم

کیمینین سوغاتیام

کیمینین پاییام

کیمینین قدری

کیمینین ال یازیام

گونشیمی، آییمی، اولدوزلاریمی باغلادیم بوغچایا، آسدیم قولوما

گئدیم

هئچ اؤز سسیمی ائشیتمه میشم

بیرم بئلیمده باغلامیش قالدی

دوغیم دوواردان آسلی قالدی

گئتیرمه دیم اوغلانسیز قالدی

ییرقالادیم بئشیگی

سیلدیم گؤز یاشیمی

هئچ اؤز سسیمی ائشیتمه میشم.

  • امید شمس آذر

فراخوان شب شعر انقلابی

جمعه, ۲۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۲:۳۸ ب.ظ
کانون بسیج هنرمندان سلماس در راستای گرامیداشت هفتۀ بسیج برگزار می کند:
شب شعر انقلابی (آذری و کردی) با محورهای انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی، بسیج مقاومت، ولایت، بصیرت و مدافعان حرم.
زمان: پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت 10صبح. مکان: خیابان سوره ای، تقاطع امام - حمّام تاریخی شیخ سلماس.
علاقه مندان می توانند آثار خود را تا تاریخ 28 آبان 1395 در قالب CD فایل word به دفتر بسیج هنرمندان واقع در طبقۀ دوّم ساختمان ادارۀ فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان سلماس تحویل دهند.
تلفن تماس: 09013808900
  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (3)

سه شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۵۳ ق.ظ

علی اظهری سلماسی متخلّص به چیلقین.


نمونۀ اشعار:


ائشیدمه دی


بو آجی چکدیگیم کونلری تمام

یاد بیلیب ائشیتدی یار ائشیدمه دی


اوزولدوم باشیما گله ن قه دره

جارچیلار چکدیلر جار ائشیدمه دی


چکدیگیم دردلری ، غمی غصه نی

قیشقیردیم داغ داشا ، کار ائشیدمه دی


اوست اوسته شه له دیم ، آجیلاریمی

چوخ چکدیم آهیلن زار ، ائشیدمه دی


غصه لی نغمه می ماهنی یازدیلار

موقامدا اوخودی تار ، ائشیدمه دی


دفتریمده سولدی لاله یاسمن

سوسن سونبول بولدی ، خار ائشیدمه دی


چرخی سئنمیش فلک سالاندا منیم

بوینوما درد ایپین ، دار  ائشیدمه دی


های چکیردیم کی من چیلقینام بابا

یاراماز دویارکن ، یار ائشیدمه دی

  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (2)

يكشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۵:۴۸ ب.ظ

امید شمس آذر دبیر کنونی جلسات انجمن ادبی نیمتاج سلماس است که روزهای دوشنبه ساعت 16 تا 18 برگزار می شود. وی متولّد 1366 سلماس و دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه ارومیه است. شمس آذر با تخلّص شعری "شهسوار" از 12 سالگی تاکنون در زبانهای فارسی و ترکی و در سبک های کلاسیک و جدید شعر می سراید و از سال 1382 عضو انجمن ادبی ادارۀ ارشاد شهرستان بوده است. از عناوین وی می توان به کسب رتبۀ اوّل مسابقات شعر دانش آموزی استان در سال 85 و مقام اوّل مسابقات شعر "اتحاد ملّی و انسجام اسلامی" سال 86 در سطح استان اشاره کرد.


نمونۀ اشعار:

کاش دل از سوی تو می تاختم

بند تو در پام می انداختم


دیرترین یافتۀ پربها !

زود نکن عاشق خود را رها


دیر بمان، جادّه طوفانی است

آخر این راه پشیمانی است


خلوت ما فرصت دلخواه بود

حیف که این فاصله کوتاه بود


زود نرو، جامعه خرسند نیست

مایل این صحبت و پیوند نیست


فکر نکن ناز مرا می خرند

بلکه همه رشک تو را می برند


در غمشان سوختم و ساختم

تو بغلم بودی و نشناختم....


شکر خدا ! حرف دلم را شنید

گرچه جوابی نه فراخور رسید




  • امید شمس آذر


  • امید شمس آذر

معرفی اعضاء (1)

يكشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۲۷ ب.ظ

خانم خدیجه آزادبین عضو هیئت مدیرۀ انجمن از نمونه گلچین های روزگار ماست که مانند بسیاری از زنان و مردان این شهر فقط در میان همشهریان خود غریب و گمنام باقی مانده است ولی نام آشنای محافل شعر و ادب اقصای نقاط ایران و آثارش نقل و حلاوت بخش مجالس است. خانم آزادبین از جمله زنانی است که بر معلولیتهایش غلبه کرده و آن ها را به فرصت تبدیل نموده است.

وی در سال 1357 در یک خانواده ای فرهنگی بدنیا آمد و از خانواده ای فرهیخته و هنرمند و معتقد یک چنین کودکی نیز بعید نبود که در چهار سالگی منظومه "حیدر بابایه سلام"‌ را از حفظ بخواند. پدرش طبع شعر داشت و این طبعش را نه در درون خودش بلکه در سینه فرزندش رشد و شکوفا کرد ، وزن و موسیقی را از قرآن و احادیث ، کتاب های ترکی و فارسی کهنی چون بوستان و گلستان به او آموخت.

با اینکه این دوستی و صمیمیت بین پدر و دختر زیاد دوام  نیافت و در 12 سالگی پدرش به دیار باقی شتافت اما مادرش همچون کوهی استوار جای پدر را گرفت تا این نهال نوپا به درختی تنومند و استوار تبدیل گردد.

او از سالهای 1371 و 72 رسما قلم بدست گرفت و به غزل تخلص یافت و وارد وادی شعر و ادب شد. او در ابتدا به زبان فارسی غزل می سرود و سپس به سبک های نو و سپید نیز شعر می سراید و در طی این 5 سال اخیر هم شروع به سرودن اشعار ترکی نموده است و در سرودن شعر ترکی هم حوزه های جدیدی را فتح نموده و علاوه بر سرودن شعر ترکی به سبک قدیمی و رایج به سبکی جدید که "یئنی شعر" نام دارد نیز وارد شده و میگوید در این زمینه هنوز باید یاد بگیرم.

با اینکه تا کنون کتاب مستقلی از وی چاپ نشده اما آثارش در کتابهای متعددی چاپ گردیده که از این بین میتوان به کتاب گونش ضیافتی اشاره کرد که مجموعه اشعاری است که از سراسر شاعران آذری زبان سزاسز دنیا جمع آوری گردیده که در مدح امام رضا (ع) می باشد و شعر وی بعنوان اولین شعر و مطلع کتاب چاپ گردیده است و نیز در کتاب خاتون در بین زنان نام آور آذربایجان از وی نام برده شده است.

البته او در آینده قصد دارد دیوان اشعارش را منتشر کند و یکی از کتابهای در دست انتشار وی با عنوان آموزش خط بریل برای افراد بینا و کسانی که علاقه مند به یادگیری این خط هستند می باشد.

     ***









شعر زیر با نام "گؤزل اللهین آدیلا " میباشد که در جشنواره شعر ترکی عاشورایی حائز به کسب رتبه دوم

گردیده است:

اللرده دو گل، گور نئجه بیر، آی آپاریرلار
یئردن گؤیه جان، اولدوزی هی، پای آپاریرلار

باشدان ایاقا، گول قوخودور، آی سینه سینده
بیر آی ایشیقی، چؤللره هی، های آپاریرلار

باش سیز یازیلیب، عشقین اؤزو، سؤز بودور آخیر
ارکن سحره، گؤز یاشینی، دای آپاریرلار

سولگون باغا باخ، درمیشیدی، یاز اتگیندن
لیلانی سوسوز، مجنونا تای، چای آپاریرلار

سئودالری صف، دوزموشودیر، بیر به بیر عشقی
یانمیش اوره گی ،بوردا قیزیل، تای آپاریرلار

یاتمازدی سحر، گونلرینی، گون ایاقیندا
آیدین یوخویا، ازگی له لای، لای آپاریرلار

قیش سیز یازین هئچ، گؤستره می، جیلوه چمنده؟
ساری سله ده ،بوللو قیزیل، یای آپاریرلار!

توز قونموشودیر، دفتریمی، ایل بوجاقیندا
تئز گل «غزلیم»! سؤزلریمی، سای آپاریرلار

ایل لر دولانیر، گون باشینا، یئر اؤزو حیران
سؤزلر یازیلار، هر ایلی هر، آی آپاریرلار

  • امید شمس آذر

معرّفی رئیس انجمن

شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۵، ۰۵:۳۸ ب.ظ

استاد محمّدرضا مهرزاد صدقیانی به سال ۱۳۱۱ش در روستای «صدقیان» در ۵ کیلومتری شهرستان «سلماس» در یک خانوادة کشاورز به دنیا آمد و در هفت سالگی در مکتب‌خانة سنّتی به تحصیل پرداخته و با تحولات جنگ جهانی دوم و اشغال آذربایجان به دست ارتش شوروی، مشکلات ناشی از جنگ مانع تحصیل ایشان شده و در سال ۱۳۳۰ ش در ارتش استخدام و بدون معلم و به صورت متفرقه به تحصیل پرداخته و در سال ۱۳۵۲ش موفق به اخذ دیپلم می‌شود و در سال ۱۳۵۳ش به درجة افسری نیروی زمینی‌ ارتش نائل و در سال ۱۳۵۸ش بازنشسته می‌گردد. از ایشان آثاری همچون: «مشاهیر الماس»، «خیرات جاوید»، «خالق ماهنلاری»، «چنته» و... به چاپ رسیده است.

نمونۀ اشعار:


اودلار دیاریندا وطن اصلانیدی سلماس

آذرباغینین گوللو گولوستانیدی سلماس

چاووش دوشینه تکیه وئریب خوش دایانوبدیر

ساسان ائلینین گورکمی عنوانیدی سلماس

ویران ائلدی زلزله گئچمیشده بو شهری

دورت مین نفری قانینا الوانیدی سلماس

باج وئرمدی آسورلارا هئچ دوره ده شهریم

دوشمان قاباغیندا یئنه قاپلانیدی سلماس

قان توکدی سیمیتقو نلر ائتدی شهریمده

ظلمه دایانان سنگر ایمانیدی سلماس

جیلولوق فتنه سینه میللتیمیز دوردی دایاندی

دوشمانلار آنیب حربیده اصلانیدی سلماس

روس سالداتینین چکمه سی آلتیندا دویوشدو

باش اگمدی آرمانینا قربانیدی سلماس

چوخدیر هارابیل داغینین اولکمده وقاری

عسگرلرینین اولکمده میدانیدی سلماس

تاریخ اوزرینده باش اوجا شانلی وقارلی

مردانه دوروب مولکه نگهبانیدی سلماس

اولکمده بیر اولدوزدی یانار مسعود دیوان

واردیر اینامیم مسکن شیرانیدی سلماس

جوشغون زولاسی یوردوموزو گولشن ائدیبدیر

ایران باغینا سونبول و ریحانیدی سلماس

علم و ادب و فضل و هنر کانیدی شهریم

نیمتاج ادب لولوی مرجانیدی سلماس

دورت بیر طرفی باغچه و باغیلا بزنمیش

یئر وار دئیه سن گوللو گولوستانیدی سلماس

سلماس گوزون آیدین تیمور اوغلون گلیب

گوز اوسته گلیب باخ سنه میزبانیدی سلماس

  • امید شمس آذر

نیمتاج سلماسی کیست؟

شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۵۳ ق.ظ

نیمتاج سلماسی، در زمره بانوان بی باک و میهن دوست و از شاعران نامور کشور در قرن چهاردهم می باشد. وی نوه حاج وزیر سلماسی، دختر یوسف لکستانی و نرگس و به دیگر سخن فرزند مسعود دیوان سلماسی و عروس تاجرباشی خویی بود. هر چند در مورد اصل و نسب اش اختلاف رأی وجود دارد، ولی همه او را از لکستان، یکی از آبادی های سلماس دانسته اند. سلماس یکی از شهرهای باستانی و پرآشوب ایران است که در طول تاریخ، نام های گوناگونی داشته و در اواخر عصر قاجاریه، ناحیه ای ناامن بوده و بارها به وسیله ترک ها، روس ها و یاغیان کُرد مورد هجوم قرار گرفته است.

تحصیلات شاعر یاد شده تا کلاس یازدهم دبیرستان بوده و به زبان های انگلیسی و عربی هم آشنایی داشت. او در درگیری هایی که به سال 1298 شمسی در سلماس رخ داد و موجب قتل عام مردم بی گناه، ویرانی خانه ها و غارت اموال آنان گردید، همچنان در این شهر می زیست و بعد از مهاجرت از سلماس در تهران زندگی کرد.

او سه فرزند به نام های بدرالزمان، غلامحسین و مهستی داشت. این بانو، طبع موزونی داشته و در اشعارش مضامین لطیفی آورده است. دینشاه ایرانی در «سخنوران دوران پهلوی» در باره شعر «کاوه» سروده نیمتاج می نویسد: «هنگام کشتار و چپاول اموال عمومی ارومیه، در یورش ترک ها به سلماس و رشت یعنی در طول جنگ جهانی اول که پدر و خویشاوندان نیمتاج به قتل رسیدند، سروده شده است.» شعر وی آکنده از آرمان های اجتماعی و امید به نظم و آرامش در وطن شکوهمندش بوده و وی شاعری مترقی و آزاده بوده است.

قطعه «کاوه» فوق العاده مؤثر و مهیج است. او در سرودن این اثر، مردم را به مبارزه علیه اخلالگران و آشوب طلبان ترغیب کرد. اشعار این بانوی شاعر، مردم را به گونه ای هیجان زده نمود که قابل تصور نبود و کار به جایی رسید که آنان جان بر کف نهاده و ریشه فساد و تباهی را کندند.

این شعر در رشت، زمانی که بلشویک ها به خاک ایران تجاوز کرده و شهر را به یغما بردند و پیش از سلطنت رضاخان سروده شد.

به نوشته مرحوم آغابزرگ تهرانی، مؤلف «الذریعه الی تصانیف الشیعه» او دارای دیوان شعری است حاوی اشعار وطنی و اجتماعی. مسائل انتقادی و مضامین سیاسی را به قلمرو شعر راه داد و شعر را فضایی آزاد برای عرضه اندیشه های اجتماعی خویش دید.

دو غزل قوی اجتماعی ـ سیاسی که از نیمتاج سلماسی به جا مانده و جنبه انتقادی دارد، دربرگیرنده مضمون انعکاسی وقایع سیاسی ـ اجتماعی دوره شاعر است و در آنها مشکلات موجود به مردان و دولتمردان

یادآوری شده و این مضمون نادر با صراحت یگانه ای توسط زنی شاعر در قالب غزلی موفق ریخته شده و شاید یکی از عوامل ماندگاری این دو غزل، قوی بودن آنهاست.

ذهنیت سیاسی و آگاهی اجتماعی شاعر در آفرینش این اشعار گام به گام، همراه با حسی مادرانه و دلسوزانه راهکارها را گفته و یا با زبانی ساده و روان، بی مسؤولیتی مردان و شکوه های متعهدانه زنانه را سروده و در پایان هشداری لرزاننده داده است که انسان میهن دوست ایرانی را تکان داده و وی را به حرکت وا دارد. این شعر نخستین غزل سیاسی معاصر به زبان یک زن شاعر است که به حیطه مردانه وارد شد و حتی به حریم غیرت مردانه تعرض کرد.

درونمایه های وطن پرستی، آزادیخواهی و عنایت به مشکلات از ویژگی های مهم شعر دوره مشروطه و پس از آن است که این هر سه شاخصه در اشعار نیمتاج سلماسی دیده می شود.



غزل زیر، اثر معروف اوست که به مناسبت حمله بلشویک ها به ایران و رخدادهایی که پیامد جنگ اول جهانی بوده، سروده است:

کاوه

ایرانیان که فرّ کیان آرزو کنند

باید نخست کاوه خود جستجو کنند

مردی بزرگ باید و عزمی بزرگ تر

تا حل مشکلات به نیروی او کنند

آزادگی به دسته شمشیر بسته است

مردان هماره تکیه خود را بدو کنند

در اندلس، نماز جماعت به پا کنند

آنها که قادسیه به خون ها وضو کنند

ایوانِ پی شکسته مرمت نمی شود

صد بار اگر به ظاهر وی رنگ و رو کنند

شد پاره پرده عجم از غیرت شما

اینک بیاورید که زن ها رفو کنند

نسوان رشت، موی پریشان کشیده صف

تشریح عیب های شما مو به مو کنند

دوشیزگان شهر ارومی گشاده رو

دریوزه ها به برزن و بازار و کو کنند

بس خواهران به خطه سلماس تا کنون

خونِ برادران همه سرخابِ رو کنند

نوحی دگر بباید و توفان دیگری

تا لکه های ننگ شما شستشو کنند

قانون خلقت است که باید شود ذلیل

هر ملتی که راحتی و عیش، خو کنند

منابع: ــــــــــــــــــــــــــ

1ـ عقیقی بخشایشی، «مفاخر آذربایجان»، ج سوم، تبریز 1375.

2ـ کراچی، روح انگیز، «اندیشه نگاران زن در شعر مشروطه»، تهران، 1381.

3ـ دیهیم، محمد، «تذکرة الشعرای آذربایجان»، ج چهارم؛ تبریز، بی ت.

  • امید شمس آذر